واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
residual fuel
Compression wav...
glass cloth
ram air pressur...
واژه های مجاور
wear pads
wave guide
wear
توضیح فارسی
ساییدن ، خورده شدن
Description
corrosion abrasion, attrition, damage, depreciation,
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی