واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
Brithish therma...
rigging
fissure
malfunction
واژه های مجاور
saturate
sandwich construction
satellite
توضیح فارسی
پيرو ، همراه، قمر، ماهواره
Description
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی