واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
stop
liquid oxygen
Emergency Exit
serrated plate
واژه های مجاور
Corrugate
Corrosion resistant steel
Corrosive
توضیح فارسی
فاسد کننده، تباه کننده، خورنده
Description
Tending to cause corrosion.
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی